دوستت میدارم , از خودم بیشترت
خویش میدانمت از هر کسی خویش ترت
تو به من نزدیکی , بیشتر از هر کس
به من از من حتی,به من از خون و نفس
نازکای تن تو مثله پیچک به تنم
پیچد و حیرانم , که تویی یا که منم
دستهایت چو مرا میفشارند به خویش
از خدا میگذرم , از خدا حتی بیش
به خدا میترسم , نکند خواب است این
که تنش نرم و زلال تر از آب است این
گر طبیبی تو که کاش, کاش بیمار شوم
گر تو خوابی نکند , زود بیدار شوم
گر بهشتی باشد , سرزمین تن توست
همه بستان بهشت,یک گل پیرهن توست
غمم از وحشت پوسیدن نیست
غمم از زیستن بی تو
در این لحظه پر دلهره است !!!
راستی شما کسی رو دوست داشته باشید چقدر برای رسیدن بهش تلاش میکنید ؟؟؟؟![]()
نوشته شده توسط آتوسا در شنبه 5 خرداد1386 ساعت 3:39 AM موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

به دیدارم بیا هر شب
در این تنهای تنها و تاریک خدا مانند
دلم تنگ است.
بیا ای روشن, ای روشن تر از لبخند .
شبم را روز کن در زیر سر پوش سیاهی ها
دلم تنگ است .
بیا بنگر چه غمگین و غریبانه,
در این ایوان سرپوشیده وین تالاب مالامال
دلی خوش کرده ام
با این پرستو ها و ماهی ها.
و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی.
بیا , ای همگناه من در این برزخ.
بهشتم نیز و هم دوزخ.
به دیدارم بیا
ای همگناه ای مهربان من
که بس تاریک و تنهایم .
بیا ای روشنی اما بپوشان روی ,
که میترسم
تو را خورشید پندارند.
و میترسم همه از خواب برخیزند
نمی خواهم ببینند هیچ کس ما را.
نمی خواهم بداند هیچ کس ما را .
بیا ای مهربان با من !
بیا ای یاد مهتابی !
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
nd WebGozar.com Poll code -->