وقت با ارزشم رو , به جای اینکه صرف تو کنم
صرف خودم می کنم تا بهتر بشم .
تا بهترین موجود دنیا رو که می تونم از خودم بسازم ... فکرش رو بکن .
دوست داشتنی ترین آدم دنیا .
و اون موقع خودم رو بهت تقدیم می کنم .
اگه لیا قتش رو داشته باشی , بدستم می یاری .
و اگه نه ...
دوست دارم بغلت کنم .
وخوب بخاطر بسپارم , چه کسی رو از دست دادم ... و چه کسی من رو از دست داد .
نوشته شده توسط آتوسا در سه شنبه 28 آذر1385 ساعت 1:51 AM موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

به دیدارم بیا هر شب
در این تنهای تنها و تاریک خدا مانند
دلم تنگ است.
بیا ای روشن, ای روشن تر از لبخند .
شبم را روز کن در زیر سر پوش سیاهی ها
دلم تنگ است .
بیا بنگر چه غمگین و غریبانه,
در این ایوان سرپوشیده وین تالاب مالامال
دلی خوش کرده ام
با این پرستو ها و ماهی ها.
و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی.
بیا , ای همگناه من در این برزخ.
بهشتم نیز و هم دوزخ.
به دیدارم بیا
ای همگناه ای مهربان من
که بس تاریک و تنهایم .
بیا ای روشنی اما بپوشان روی ,
که میترسم
تو را خورشید پندارند.
و میترسم همه از خواب برخیزند
نمی خواهم ببینند هیچ کس ما را.
نمی خواهم بداند هیچ کس ما را .
بیا ای مهربان با من !
بیا ای یاد مهتابی !
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
nd WebGozar.com Poll code -->