داداش قیصر ! کجایی که دیگه فرمونتو کشتن

که امروز لوطیا قربونی چاقوی از پشتن

نه جون هر چی که مرده, نه جون هر کی که مرده

که زخم دشنه رو از پشت خوردن بدترین درده

 

دداش قیصر دیگه قانون شده قانون آب منگل

مرامو می ندازن گردن می بندن گوشه آغل

که دوره دوره نامردیه, مردونگی مرده 

که هر کی از رفیقش چند باری پشته پا خورده

 

دداش قیصر کجائی که داداشت کشته شیره اس

تموم زندگیش چرته به یک گوشه همش خیره اس

که اونکه فاطی و کشته , خود فرمون شیاده 

واسه پول دوا , ناموسشو امشب گرو داده

 

داداش قیصر داداش قیصر دلم تنگه , دلم تنگه

آخه بین برادر ها سره تقسیم نون جنگه   


 

نوشته شده توسط آتوسا در چهارشنبه 29 آذر1385 ساعت 11:57 AM موضوع | لینک ثابت